![]() |
![]() |
|
|
اگر سکوت کرده باشد لحظه میان ِثانیه و صبح آنجا می ایستم مثل گل ِمنتظر در فرصت ِ پلک و شعاع لحظه ی بیقرار می شکفد اگر سکوت کرده باشم لبهای رقیقم خیس ِبوسه در بستر ِ باد صبح مجاور در گل ِشعاع می شکند تـَر با تـن ِهوا .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 تیر1386ساعت 11:48 بعد از ظهر توسط کیوان قنبری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
علف تاتورا روز آخر اسفند DO-L ایستگاه هفتاد و پنج ... شک شعر و ادب |
|
RSS
|